وجوب امر به معروف و نهي از منکراز ديدگاه امام خميني(رحمت اللّه عليه)


وجوب امر به معروف و نهي از منکراز ديدگاه امام خميني(رحمت اللّه عليه)
وجوب امر به معروف و نهي از منکراز ديدگاه امام خميني(رحمت اللّه عليه)





هر يک از امر و نهي در اينجا به واجب و مستحب تقسيم مي شود،پس هر آنچه از نظر عقل يا شرع واجب است،امر به آن واجب،و هر چه از نظر عقل قبيح يا در شرع حرام است نهي از آن واجب است امر به آن نيز مستحب،و آنچه کروه است نهي از آن مستحب است.
تحريرالوسيله؛ج1،ص425اگر عده اي که به اندازه ي نياز نيستند و در بر پايي واجبي بر آيند،و بقيه اقدام نکنند و افراد حاضر نتوانند بقيه را جمع کنند وجوب از آنان ساقط مي شود و گناه به گردن متخلفين خواهد بود.
تحرير الوسيله؛ج1،ص425امر کننده و نهي کننده بداند که آنچه را مکلف ترک کرده معروف است و
آنچه را مرتکب شده منکر است.بنابر اين بر جاهل به معروف و منکر امر و نهي واجب نيست،و در اينجا علم،شرط وجوب است مانند استطاعت در حج.(1)

پي نوشت :

(1)يعني همچنان که بر مکلف حج واجب نخواهد شد مگر پس از حصول استطاعت،بر مکلف امر به معروف و نهي از منکر واجب نيست مگر پس از آگاهي به معروف و منکر.

منبع: راسخون

شهید امر به معروف - کمال ولی زاده



تاریخ تولد :۱۵/اردیبهشت/۱۳۲۲

نام پدر :قربان

تاریخ شهادت : ۲۹/اردیبهشت/۱۳۷۰

محل تولد :اردبیل /اردبیل

محل شهادت :تهران، خیابان باب همایون

مزار شهید :تهران،‌ بهشت‌زهرا قطعه ۷۲

کمال در تاریخ ۱۵/۲/۱۳۲۲ در خانواده‌ای مؤمن و متعهد در شهر اردبیل چشم به جهان گشود، تحصیلاتش را تا کلاس دوم ابتدائی ادامه داد و سپس جهت تأمین معاش خانواده به کار در بازار (کارگاه خیاطی) پرداخت. در زمان رژیم پهلوی از خدمت سربازی معاف شد، و با پیروزی انقلاب اسلامی در بسیج فعالیت خود را آغاز نمود، کمال در سن ۱۸ سالگی ازدواج کرد و صاحب هشت فرزند شد. با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد مقدس درآمد و در سال ۱۳۵۹ کار مستمر خود را در پایگاه مقاومت بسیج با مسئولیت جانشین فرماندهی پایگاه و مسئول تدارکات شروع کرد، از جمله اقدامات او برگزاری اردوهای تفریحی و نظامی بود، ولی‌زاده خواجه بلاغ سرانجام در روز یکشنبه مورخه ۲۹/۲/۱۳۷۰ در سن ۴۸ سالگی در هنگام اجرای سنت امر به معروف و نهی از منکر در خیابان باب همایون بر اثر ضربات چاقو به دیدار پروردگار شتافت. پیکر مطهر او را در قطعه ۷۲ بهشت‌زهرا به خاک سپردند.

ماجرای شهادت

کمال صبح روز یکشنبه از پایگاه مقاومت بسیج مالک‌اشتر(ناحیه شرق تهران) خارج شد، ناگهان در اطراف خیابان باب همایون متوجه گشت، مـأمورین شهرداری با گروهی از اراذل و اوباش در حال زد و خورد هستند، مأموران شهرداری به آنها تذکر دادند، که در محل عبور و مرور مردم سد معبر نکنند، اما آنها با فحاشی نسبت به حضرت امام (ره)‌ و مسئولین نظام مردم را در اطراف خود جمع کردند، ولی‌زاده با مشاهده این صحنه آنها را از این کار منع کرد، ناگهان یکی از آنها با چاقو صورت او را مجروح ساخت. کمال با زحمت بسیار در حالیکه پیکرش غرق در خون بود، مردانه ایستاد و با تلاش فراوان آنها را به مسجد آن منطقه تحویل داد،‌ زمانیکه بسیجیان او را به بیمارستان منتقل کردند، کمال قدرت نفس کشیدن نداشت،‌ و به علت خونریزی شدید در بیمارستان سینا به شهادت رسید، او جان خویش را به انقلاب هدیه نمود،‌ تا به مسلمانان ایران یادآوری کند،‌ ارزش‌های دفاع مقدس و انقلاب اسلامی به اندازه قطرات خون هر ایرانی ارزشمند است.

منبع:رهپویان معروف

شهید امر به معروف - قدرت الله محمدی

تاریخ شهادت : ۱۲/مهر/۱۳۷۵

محل تولد : /اسدآباد

محل شهادت :میدان ابوذر

قدرت‌الله در روستای «اسد‌آباد» از توابع استان همدان پا به عرصه گیتی نهاد و در سایه پرورش اسلامی خانواده رشد نمود. او کارش را از کارگاه مصالح فروشی آغاز کرد، و در منطقه ۱۷ تهران ساکن شد، تا اینکه در سال ۱۳۷۵ در حالیکه همسایه خود را به اجرای احکام اسلامی دعوت می‌نمود و او را از ادامه رابطه نامشروع با زنان فاسده نهی می‌کرد، به شهادت رسید. محمدی به علت خونریزی مغزی در تاریخ ۱۲/۵/۱۳۷۵ در بیمارستان امام خمینی (ره) پس از ۲۴ ساعت بی‌هوشی به شهادت رسید. از او ۵ فرزند به یادگار ماند.

ماجرای شهادت

خانواده محمدی از سال ۱۳۵۷ در میدان ابوذر تهران ساکن بودند، سال ۱۳۷۵ قدرت‌الله متوجه شد که همسایه‌اش با عده‌ای روابط نامشروع دارد. همسایه‌ها چند مرتبه به او تذکر دادند، اما او بدون توجه به نصایح آنان به کار خویش ادامه داد. تا اینکه در مردادماه همان سال خانم محمدی خانمی را در حال ورود به منزل عبدالله دید، سعی کرد، با اعتراض از ورود زن به خانه جلوگیری کند، عبدالله با خشم خود را به محل کار قدرت‌الله رساند، و به او گفت:«به تو و دیگران هیج ارتباطی ندارد که من چه کار می‌کنم». محمدی او را از این کار بازداشت، در همین لحظه حسین دوست عبدالله سیلی محکمی به صورت او زد و بار دیگر با مشت دیگری قدرت‌الله را نقش زمین ساخت. مردم سریع محمدی را به بیمارستان «ضیائیان» رساندند، و سپس به بیمارستان امام خمینی انتقال دادند، اما او ۲۴ ساعت بعد به علت ضربه مغزی به شهادت رسید، شهادت قدرت‌الله نمادی از اجرای سنت حسینی (ع) بود.


منبع:رهپویان معروف

وجوب امر به معروف از دیدگاه رهبری

rahbari.jpg (600×418)

اولاً امر به معروف و نهى از منكر یك واجب است كه رودربایستى و خجالت بر نمى‌دارد.

ما گفتیم: اگر دیدید كسى مرتكب خلافى مى‌شود، امر كنید به معروف و
نهى كنید از منكر. یعنى به زبان بگویید. نگفتیم مشت و سلاح و قوت به كار
ببرید. اینها لازم نیست. خداى متعال كه این واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده
است، خودش مى‌داند مصلحت چگونه است. ما هم تا حدودى حكم و مصالح الهى را درك
مى‌كنیم. بزرگترین حربه در مقابل گناهكار، گفتن و تكرار كردن است. این‌كه
یك نفر بگوید اما ده نفر ساكت بنشینند و تماشا كنند، نمى‌شود. اگر یكى دچار ضعف
نفس بشود، یكى خجالت بكشد و یكى بترسد، این‌كه نهى از منكر نخواهد شد. گناهكار
هم فقط بدحجاب نیست كه بعضى فقط به مسأله‌ى بدحجابى چسبیده‌اند. این، یكى از
گناهان است و از خیلى از گناهان كوچكتر است. خلافهاى فراوانى از طرف آدمهاى
لاابالى در جامعه وجود دارد: خلافهاى سیاسى، خلافهاى اقتصادى، خلاف در كسب و
كار، خلاف در كار ادارى، خلافهاى فرهنگى. اینها همه خلاف است. كسى غیبت مى‌كند،
كسى دروغ مى‌گوید، كسى توطئه مى‌كند، كسى مسخره مى‌كند، كسى كم‌كارى مى‌كند،
كسى ناراضى تراشى مى‌كند، كسى مال مردم را مى‌دزدد، كسى آبروى مردم را بر باد
مى‌دهد. اینها همه منكر است. در مقابل این منكرات، عامل باز دارنده، نهى است؛
نهى از منكر. بگویید: «آقا، نكن.» این تكرار «نكن»، براى طرف مقابل، شكننده است.
این نكته‌ى اول؛ كه نهى از منكر، اراده و تصمیم و قدرت و شجاعت لازم دارد،
كه بحمداللَّه، در قشرهاى مردم ما و در زن و مرد ما وجود دارد. باید
آن را به كار بگیرید. منتظر نباشید كه دستگاهها بیایند و كارى بكنند.

رهبر معظم انقلاب

+برگرفته از گروه سایبری ویژه 

قابل تو جه مسئولین خوش غیرت ...

یکی از روحانیون نهاد رهبری در دانشگاه شیراز در حین امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از منکرات اجتماعی مورد حمله اراذل و اوباش خیابانی و ضربات چاقو قرار گرفت.


به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، یکی از روحانیون نهاد رهبری در دانشگاه شیراز و امام جماعت خوابگاه شهید رجایی این دانشگاه در حین نهی از منکر و جلوگیری از ربوده شدن یک دختر جوان که همراه پدر خود در حین تردد در خیابان‌های شیراز بوده مورد حمله اراذل و اوباش خیابانی قرار گرفت.

به گزارش شاهدان در محل، اراذل و اوباش خیابانی که در حالت طبیعی نبودند در هنگام تلاش برای ربودن دختر جوان پس از ضرب و شتم پدر وی با دخالت یک روحانی مواجه می‌شوند.

این اوباش با زدن ضربات چاقو، سعی بر عملی کردن نقشه شوم خود داشته‌اند که این مسئله منجر خون‌ریزی شدید روحانی شده و مردم و مغازه‌داران با مشاهده این صحنه با حضور خود پنج تن از اراذل را دستگیر و تحویل نیروی انتظامی می‌دهند.

به گزارش فارس، وضعیت عمومی جسمانی این روحانی در حال حاضر پس از اعمال عمل جراحی بر روی دست وی و اقدامات درمانی صورت گرفته رو به بهبودی قرار دارد.

شهید امر به معروف - مرتضی ضیاء علی


http://www.beitollah.net/files/film/1391/ramezan/zaali.jpg?pi=600x400x1x2xfff


مرتضی ضیاء علی ، یکی از بسیجیان فعال بسیجی و عضو هیئت شهدای بیت الحرام ،‌ساعت 11 شب مورد حمله اراذل و اوباش قرار گرفته و با ضربات چاقوی آنها به شهادت می رسد .این جوان بسیجی پس از انجام ماموریتهای خود به اعزام زائران به مشهد مقدس به سمت منزل در حرکت بود که اراذل و اوباش مسیر حرکت وی را بستند و با چاقو به جان وی افتادند و پس از وارد آوردن چند ضربه چاقو و زدن شیشه نوشابه به سر وی او را به شهادت رساندند

گفته می شود مقتول چند روز پیش از شهادت به اراذل و اوباش که مزاحم نوامیش مردم شده بودند ، تذکر لسانی داده بود و از سوی قاتلین تهدید به مرگ شده بود.

شهید امر به معروف - مهندس فرخ رضا فقیهی فر

شهید مهندس فرخ رضا فقیهی فر

درنیمه شب یکی از شبهای آبان ماه سال1357 ساعت 12 شب درست در زمان حكومت نظامی رژیم طاغوت كه شبها بدون مجوز ، تردد امكان نداشت به كلانتری 3 مشهد مراجعه و با مجوزی كه داده شد مادرشهید را به بیمارستان مادر مشهد انتقال دادم حدود 10 صبح روز بعد خداوند عنایت نمود و این شهید بزرگوار چشم به جهان گشود ، كه به نام امام هشتم نامش را فرخ رضا نهادیم. در اوان كودكی بچه بسیار آرامی بود بطوریكه هیچگاه مشاهده نگردید كه شبی را با گریه و زاری مزاحم خواب والدین شود. بچه ای بسیار خوش رو ، دائماً متبسم و در عین حال بسیار مظلوم بود. همانطوریكه بزرگ وبزرگتر می شد مظلومیتش را بیشتر نمایان می ساخت بطوریكه همین عوامل موجب گردیده بود كه نه تنها والدین بلكه اقوام دور و نزدیك علاقه غیر قابل وصفی نسبت به او پیدا كنند. اكثراً همراه من بود حتی شبها نیز نزد بنده به خواب می رفت. از همان كودكی علاقه خاصی به امام رضا(ع) داشت ، روزی رابیاد دارم كه در زمانی كه نوزادی بیش نبود او را همراه خودم با شیشه شیرش به حرم مطهر امام رضا (ع) برده بودم اطراف ضریح مطهر نشسته بودیم. در موقع خوردن شیر با دیدن آینه های مضجع شریف رضوی و زرق و برق آینه ها ذوق و شوق خاصی از خود نشان داد وسعی كرد روی پاهایش بلند شود ولی قادر نبود.وقتی به سن 5 سالگی رسید عازم كودكستان شد ، بچه‌ای بسیار با هوش و مهربان بود . هر چند سن وسالی نداشت ولی با گفتار كودكانه اش همه را به تفكر وامیداشت. اولیای كودكستان از نحوه اخلاق و رفتارش بسیار خرسند بودند و در مواقع مراجعه اینجانب به كودكستان ، داشتن چنین فرزندی را به من تبریك میگفتند. تا اینكه وارد دبستان شد ودر دبستان شهید عباس افشاری به تحصیل مشغول گردید اكثراً نمراتش در سطح بالا و مورد تحسین معلمین كلاس مربوطه اش وسر آمد دیگر دانش آموزان بود . در فعالیتهای فرهنگی دبستان بسیار فعال بود ، در اغلب مسابقات برنده می شد. مثلاً درمسابقات قرآن از اكثر همكلاسیانش جلوتر بود و درخشش خاصی داشت . با نمرات و معدل بسیار خوب وارد مدرسه راهنمایی ابن سینا شد ودو سال بعد را در مدرسه راهنمایی غیر انتفاعی مفید به ادامه تحصیل پرداخت. در این مقطع تحصیلی نیز پیش دبیران ارج و قرب فراوانی برای خودش كسب كرده بود و این درحالی بود كه علاوه بر تحصیل و انجام كارهای خانه ، از خواهر و برادرهای كوچكترش نیزمراقبت كامل مینمود. و بایستی گفته شود كه حق بسیار زیادی به گردن یكایك فرزندانم دارد ، زیرا خودم مدیر مدرسه در دو شیفت بودم و مادرش نیز دردبستان به تدریس اشتغال داشت و اصولاً یك شیفت را در منزل نبودیم و رضا می‌ماند و نگهداری ازخواهر و برادران كوچكترش.هر چه رضا بزرگتر میشد نبوغ خاصی از خود بروزمیداد . در كارهای فرهنگی و اجتماعی همیشه پیشقدم بود تا اینكه وارد محیط دبیرستان شد و در دبیرستان شهید هاشمی نژاد به ادامه تحصیل مشغول شد. از همان دوران با عضویت دربسیج دانش آموزی سعی میكرد برای دانش آموزان دیگر نمونه و الگو باشد.این روند ادامه داشت تا اینكه وارد دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد شد و در رشته برق الكتروتكنیك (قدرت) به ادامه تحصیل مشغول گردید. از خصوصیات اخلاقی و نحوه برخورد ، رفتار و گفتار و كردارش ، دانشجویان بسیجی دانشگاه بیشتر از هركس دیگری باخبرند . تعهد و اخلاص خاصی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت و درپایان تحصیل نیز جان عزیزش را فدای مبارزه با مفاسداجتماعی نمود.

ادامه نوشته

شهدای امر به معروف: شهید قاسم سجادیان

شهید سجادیان قاسم

 


ای به چمن ، عطر وجودت صفا                 آمـر  معــروف  ره   پربـــلا                           
کعبه تویی مروه تویی هم مـنی             قلـب تـو بـود کعبه  عشق خدا


هنوز صدای تپش قلبش را میشنوم ، گویی هیچ دشنه ای نمیتواند آهنگ سرشار از شور حسینی  قلبش را از تپش باز دارد  چرا که این قلب آغازین تپش خویش را در تاسوعای حسین علیه السلام آغاز کرد وبیست و چند سال بعد در جمعه روزی که متعلق به فرج پرشکوه فرزند عدالت گستر  امام حسینمهدی موعود(عج) است در صف منتظران واقعی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء عاشقانه  سینه خویش را سپر بلای  ارزشهای ناب اسلام و انسانیت گردانید
      راستی مگر قلبی را که عمری به عشق عاشورایی شدن از عاشورا تا آدینه فرج می تپیده با مرگ نسبتی است؟ هرگز ، اینچنین قلبهایی را باید زیارت نمود چرا که جز خدا در آن راه ندارد
 براستی  که مرگ در نظر اینان چونان خورشیدی است که بر صفحه ظلمت بار روزگار طلوع می کند و یکباره فارغ از همه وابستگیهای مادی و دنیوی ،صفا بخش وجود خداجویشان می گردد حلاوتی که در گفتار و کردار اینان است در هیچ چیز  و هیچ کس نمی توان یافت و
چه زیبا بود لحظه ای که اولین گریه مظلومانه خویش رادر تاسوعای سید الشهدا(علیه السلام) سال1352 هجری شمسی سرداد
گویی از همان آغاز با مولایش میثاق پاسداری از حریم امر به معروف و نهی از منکر را مستحکم می ساخت   
ای آیه آسمانی قیام و استقامت سرخ با انکه در سطوت و ایثار شهره خاکیان بودی لیک کسوت زیبنده شهادت پوشیدی تا در بستر مشقتی عاشقانه طلیعه دار راهی پر رهرو باشی اکنون به جرأت می توانم بگویم ، امثال تو هفتاد و سومین لاله معروف دشت نیلگون عاشورایید که با زلال خون خویش صفحه صفحه تاریخ را طراوتی تازه بخشیدید
درود بر تو از آن روزی که عطر وجودت حکایت از عاشورایی دوباره داشت و ذره ذره وجودت با عشق سیدالشهد(علیه السلام)پیوند خورد و مبارک باد تو را پیوندی که در آن، سریره جاودانگی است


جریان شهادت شهید جبهه امر بمعروف و نهی از منکر قاسم سجادیان از زبان شاهد عینی


خواهر سالاری معروف به محمدی از بانوان مؤمنه ساکن حومه شیراز است که مربی قرآن و ذاکر اهلبیت است در این باره می گوید: 
ما برای استفاده از طبیعت  حومه سیدان به آنجا رفته بودیم و ناهار که خوردیم راه افتادیم تابه شیراز برگردیم ، در کوچه  باغ های مسیر، یک پیکان قهوه ای چند بار از ما سبقت گرفته و ما را خاک دادند و نهایتا در آن گرمای هوا و خلوتی مسیر کمی جلوتر راه را بر ما بستند یکی از آنها با چاقو زیر گلوی شوهرم گذاشت و نفر دوم از شیشه عقب تا کمر وارد ماشین شد و ما  را اذیت می کرد ، هر چه ما التماس می
کردیم، تمسخر می کردند ، در حال استغاثه بودیم و در اوج ناامیدی یک مرتبه متوسل به آقا ابوالفضل(ع)شدم که بی درنگ جوان رشیدی که محاسن زیبایی داشت ،با خودرو از راه رسید و پیاده شد ، ابتدا آنها را به اسم صدا زد و گفت با اینها چه کار دارید؟ اینها میهمان ما هستند؟گناه دارند...وآن دو گفتند: قاسم راهت را بگیر و برو ، در کار ما دخالت نکن ، شهید با کلمات متین چند دقیقه با آنها صحبت می کرد اما نهی لسانی بی تاثیر بود آنها با شهید درگیر شدند اما قاسم عزیز، بسیار رشید بود هر دوی آ‌نها را گوش مالی داد و درمقابل تهدید آنها خم به ابرو نمی آورد
قاسم ما را سوار ماشین کرد و گفت تا من هستم بروید، ناگهان یکی از آن دو خبیث از داخل ماشین دشنه بزرگی آورد و در یک آن، در سینه شهید فرو کرد و هر دو پا به فرار گذاشتند
 فریاد یا حسین یا حسین ما بلند شد ،شهید دست بر شکم، ما رادلداری می داد تا اینکه  وسیله ای از راه رسید و آن عزیز را به درمانگاه محل برد ما خودمان را به آنجا رساندیم شهید روی تخت خوابیده بود ، در حالی که ما گریه و زاری می کردیم به من گفت :
خواهر ناراحت نباش من که چیزیم نیست ، به خدا اگر در این راه کشته هم شوم، وجدانم راحت است
و سرانجام پس از انتقال آن دلاور مرد،  به بیمارستان شهید مطهری مرودشت روح پاکش در ساعت شش عصر
جمعه هجدهم تیر ماه سال هفتادو هشت در جوار حق ماوا گرفت...

شهدای امر به معروف: شهید محمود توفیقیان


 شهادت یک جوان بسیجی درکرج درراستای احیاء امربه معروف, موجی ازنگرانی وانتقاد را درمیان نیروهای مردمی این شهرستان بوجود آورده است .

به گزارش البرز صبح روز شنبه مهندس محمود توفیقیان ازبسیجیان فردیس درحالیکه به محل کارخود عزیمت مینمود درپی بخاطر تذکر برای رعایت شئونات اخلاقی درانظار عمومی جان خود را ازدست داد.

این گزارش حاکیست این جوان بسیجی درحال مراحعه به محل کارش درحاشیه نیروگاه منتظرقائم با دختر وپسری که باوضع زننده درخودرو بودند روبرو میشود .

بامشاهده این وضعیت وی به آنها تذکرمیدهد که مورد توجه قرارنگرفته وباپیگیری بعدی این جوان بسیجی, راننده خودرو را بادنده عقب به حرکت درمیاورد که درنتیجه آن مهندس توفیقیان نیز بهمراه خودرو به زمین کشیده میشود.

یک مقام مسوول درکرج گفت :مسافت طی شده توسط خودرو وکشیدن این جوان بسیجی  چندصد متر بود که درنهایت باکوبیده شدن به دیوار خودرو متوقف ومهندس توفیقیان دچار ضربه مغزی میشود .

راننده که قصد متواری شدن ازصحنه ارتکاب جرم را داشت ازسوی شاهدان دستگیر وتحویل مامورین انتظامی میگردد.

جوان بسیجی نیز بلافاصله به سمت بیمارستان تامین اجتماعی منتقل که متاسفانه بعلت شدت جراحت وارده قبل ازرسیدن به بیمارستان جان خود را ازدست میدهد.
مهندس محمود توفیقیان 22ساله وساکن شهرک منظریه درجنوب شرقی کرج بود که سالها سابقه فعالیت دربسیج حوزه 16شهید دستواره را داشته است .

شهدای امر به معروف: شهید زبونی

یادگاری از بسیجی شهید غلام رضا زبونی

شهید «غلامرضا زوبونی» دانشجوی سال آخر رشته حسابداری در دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال و عضو شورای بسیج این دانشگاه (در مسئولیت معاونت طرح و برنامه و مالی) شب جمعه، ۲۳فروردین ماه سال جاری، در خیابان دریا، واقع در چهارراه سعادت آباد (جنب مسجد قدس) هنگام تعقیب سارقین مسلح، توسط یکی از آنان مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
غلامرضا زوبونی، ۲۶ساله که از بسیجیان فعال شهرک قدس (پایگاه شهید حافظی) نیز بود هنگام انتقال به بیمارستان مدرس جان به جان آفرین تسلیم کرد و به شهادت رسید. پیکر پاک این بسیجی مخلص روز یکشنبه ۲۶فروردین ماه در میان جمع کثیر تشییع کنندگان تا بهشت زهرای تهران بدرقه شد و در جوار مزار پاک شهید «عبدی» به خاک سپرده شد.

 

شعری که در رخت شهادت  غلام رضا زوبونی پیدا شده است:

باید گذشت از دنیا به آسانی                                   باید مهیا شد از بهر قربانی


سوی حسین رفتن با چهره خونین                    بهبه چه زیبا بود این سان معراج انسانی 

 

 

بسیجی شهید غلام رضا زبونی در سفر مکه

 

 

شهید امر به معروف و نهی از منکر

تاریخ شهادت: پنجشنبه شب ۲۳ فروردین ۸۶

محل شهادت: شهرک غرب روبروی مسجد قدس

درگیری با اشرار و سارقان مصلح

مزار شهید زوبونی گلزار شهدا قطعه ۵۰ ردیف ۲۵ همسایه شهید محمد عبدی

 

شادی روحش صلوات

 

استفاده از اين مطالب  و عکس ها فقط با ذکر منبع " روضه العباس" مجاز می باشد.

 

التماس دعا

 

روضه العباس